خرید بک لینک
″نباید سکوت باشد. سکوت که میگویم دارم از فکرهایی حرف میزنم که بیاختیار به مغز حمله میکنند. سکوت که میگویم دارم از رفته رفته رفتنهای دردی میگویم که تپش قلب را تند میکند. باید چیزی زیر لب زمزمه کرد. باید صدایی شنید. صدایی که نامت را صدا میزند. صدایی که نامت را صدا میزند تا دلت به حضورش گرم شود. تا بفهمی کسی هست که میبیند. کسی هست که حواسش به تو هست که

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 7:33

″کاش بزرگ دیوان سالارا نبودم . کاش اصلا دیوان سالار نبودم ؛ کاش اون مرتیکه بودم !″

قباد-شهرزاد فصل دوم

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 7:33

بسم الله الرحمن الرحیم ... این حس هایی که این چند وقت تجربشون کردم شبیه هیچ کدوم از حس هایی نیستند که داشتم ...مثل حرف هایی که شبیه گوینده هاشون نیست ... احساس میکردم کلی حرف مطرح نشده داشتم که مثل دود دور سرم داشت تو هوا می چرخید که هیچ کس نمی بینتشون ... اما می شناختم ٱدم هایی رو که زودتر از من به این حس هایی که این روزا شده دل مشغولی ِ نگارنده رسیده باشند ... شاید من از همه شون خیلی زودتر

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 7:33

بسم الله الرحمن الرحیم ...

امیدوارم همه یه روز به این جمله ایمان بیارند که ″الخیر فی ما وقع ″ !

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 7:33

بسم الله الرحمن الرحیم ... تو دنیایی که روز به روز در حال پیشرفته نمیدونم چرا سینمای ایران روز به روز در حال سقوطه ... از میان صدها فیلم تکراری هیچ وقت از دیدن تکرار فیلم های کره خسته نشدم ... هیییچ وقت ! نمی دونم کی قراره جلوی ″اکسیدان″ ها و ″نهنگ عنبرها″ گرفته بشه ... ″#سرنوشت یک مبارز ″فقط یک فیلم یا یک افسانه نیست ... یک حقیقته که لا به لای زمان گم شده ... مبارزی که ف

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 15:46

بسم الله الرحمن الرحیم میخوام اعتراف کنم ... اعتراف به این که متعلق به هیچ جای این کره خاکی نبودم و نیستم ... اعتراف به اینکه فکر می کردم بزرگم ، فکر میکردم فکر کردن بلدم اما من هیچ کدوم از چیزهایی که فکر میکردم نیستم ... نه نقاش ... نه نویسنده ... نه مترجم ... نه انگلیسی زبان ... نه تکواندوکار ... نه مهندس نمای کامپیوتر ... نه نه نه و هزار نه دیگه ای که سعی کردم خ

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 15:46

بسم الله الرحمن الرحیم ... درست همین جایی که ایستاده َم ، زل میزنم به دور دست ها ... دست هام رو به اندازه یه بغل باز میکنم ! تو رو فریاد می زنم ... تویی که نیستی ، تویی که هرچه ثانیه ها به جلوتر رونده می شند نسیم ِ نوازشگرِت از من دور و دور تر میشند ... وای خدای من ! نگاه کن ! تو هم می بینی؟! هنوز صدای خنده هامون میاد ... همون صدایی که در اعماق ِ زمان به فراموشی سپرده شد

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 15:46

بسم الله الرحمن الرحیم ...هرکسی تو ذهن و خلوت خودش یه سری رویاهای عجیب و غریب داره که بقیه نمی تونند درکش کنند ! منم زیر مجموعه ی همین یک سری ها (!) هستم...هانا ! امشب که آخرین شب ِ آزادی من ِ ازت می خوام کمک م کنی... همه فکرام رو کردم ... راه چاره ی اولین قدم رو هم پیدا کردم ... فقط مونده کمک تو ... یادمه سین همیشه میگفت اگر بخوای بهمون هدیه میدی ! میشه این هدیه رو به من قرض بدی؟ قول میدم ازش محا

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:48

بسم الله الرحمن الرحیم ... هانا! نمیدونم خوابم یا بیدار ... ساعت داره کم کم سه بامداد رو نشون میده ... برای فردا استرس تمام وجودم رو فرا گرفته ... دقیقا مثل استرس کنکور ... نمی دونم خو شحال باشم برای قبول اون هدیه ای که دیشب ازش برات نوشتم و امشب بهم دادی یا نگران باشم برای پرت شدن م از لبه پرتگاه ... گیج م...انگار آب سردی روم ریختن که نمیدونم به خاطرش در این گرما برقصم یا از شدت سرمای یهویی بل

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:48

بسم الله الرحمن الرحیم .... داشتن ِ تلفن در اکثر اوقات ، پر! تفریح با رفقا و بیرون رفتن، پر! شنیدن ِ درد و دل ِ رفقا و نشان دادن ِ نگرانی ام برای ِ جان های نگارنده ، پر ! ایثار و از خودگذشتگی و یا حرف ِ دوستان گوش کردن ، پر ! جواب ِ پیام دادن جز برای ِ مسائل مربوط به آن هدیه مذکور در پست های قبل ، پر ! این پر پر شده ها عهد میان من و هانا بود به مدت یک سال ، برای گرفتن ِ هدیه ای که برای رسیدن ش

برچسب: نویسنده: کیانوش عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:48

صفحه بندی